خانه » توسعه فردی » نمونه‌هایی از خودشناسی که کمک می‌کند به نسخه بهترتان ارتقاء یابید
28 شهریور 1401

نمونه‌هایی از خودشناسی که کمک می‌کند به نسخه بهترتان ارتقاء یابید

نمونه‌هایی از خودشناسی که کمک می‌کند به نسخه بهترتان ارتقاء یابید

فیلسوفان و روانشناسان در همه جای دنیا به مطالعه ی خودآگاهی انسان پرداخته اند اما همچنان مفهموم «خود» برای بسیاری از ما، مبهم مانده است.

خوشبختانه، نیاز نیست سقراط یا دکارت باشید تا در این زمینه بیشتر بدانید، بلکه با صرف زمان و تلاش در این راستا شما می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید.

آنچه مسلم است، کشف خویشتن ارزش صرف زمان و انرژی ما را دارد؛ ما می توانیم با شناخت بهتر خود تبدیل به عضوی مفید در خانواده، دوستی بهتر و رهبری مؤثرتر بشویم. زمانی که ما محرک‌های خود را بشناسیم میتوانیم سلامت روان خود را بهبود بخشیده و زندگی با اصالت‌تری را در پیش بگیریم.

از نوجوانی تا بزرگسالی شما در واقع در سفری به سمت کشف خویشتن بوده‌اید. بنابراین ما نیز در اینجا مثال‌ها و تءوری هایی را به شما ارائه می‌دهیم که کمک می‌کند خودتان را بهتر بشناسید.

 

خودشناسی به چه معناست؟

اگر احتمالا از شما بپرسیم، رنگ یا طعم بستنی مورد علاقه تان چیست؟ راحت و سریع آن را می دانید اما خودشناسی کمی پیچیده‌تر است.

در اصل خودشناسی درباره بررسی فرآیندهای فکری، ارزش‌ها، باورها و رفتارهای شما است.

اولین قدم برای خودشناسی، خودآگاهی است. هرچه خودآگاهی بیشتری داشته باشید، صادق‌تر و خلاق‌تر بوده و با اعتماد به نفس بیشتری در این راستا قدم برمی‌دارید.

این به شما اجازه می دهد تا زندگی واقعی تری را شروع کنید. شما می توانید شغلی هم‌سو با ارزشهای خود انتخاب کرده، برای روابط خود حد و مرزی تعیین کنید و به فردی با اعتماد به نفس تبدیل شوید.

مطالعات نشان می دهد پرورش خودآگاهی به شما کمک می کند تا به نیروی کار بهتری تبدیل شوید و از شغل خود رضایت بیشتری داشته باشید.

 

6 نظریه راجع به خودشناسی

مانند تمام موضوعات دیگر در فلسفه، خودشناسی نیز با پیچیدگی‌هایی همراه است. در تمام طول تاریخ، اندیشمندان نظریه‌هایی را برای هم‌سو شدن با خود درونی‌مان ارائه داده‌اند.

این‌ها روش‌های گوناگون اما برابر(از لحاظ ارزشمندی) برای درک منابع خودشناسی هستند. در این نظریه‌ها تامل کرده تا آمادگی بیشتری برای بررسی و کاوش خویش داشته باشید.

 

  1. مدل ادراکی

فیلسوفان، جان لوک و امانوئل کانت، تامل بر خویشتن را نوعی تجربه وابسته به حواس انسان تصور می‌کرده اند. جان لاک انسان را لوح سفیدی می داند که بشر با آن متولد می شود و در طول زندگی توسط تجربه قلم زده می شود بنابراین حواس و خودبازتابی را منبع تمام اندیشه های بشر می داند. همانگونه که شما توجه خود را به مور مور شدن قسمتی از پوست خود متمرکز می‌کنید، می توانید توجه خود را به سوی «خویشتن» ببرید.

در واقع در این مدل شما می توانید محرک‌های خود را «مشاهده» کنید و با توجه به درون خویشتن، آنها را درک کنید.

 

  1. مدل استنباطی

ایده اصلی این مدل این است که «خود» چیزی نیست که بتوانیم آنرا ببینیم بلکه می توانید آن را از طریق استنتاج، منطق و تجزیه و تحلیل کشف کنید.

فرض این مدل بر این است که همه انسان‌ها، داتاً منطقی هستند (هرچند دارای نقص). این بدین معناست که شما می‌توانید تنها به تکیه به عقل و منطق خویشتن، خود را شناخته و تغییر دهید.

زمانی که شما احساسات یا عواطفی را کشف می‌کنید، می توانید از مدل استنباطی استفاده کرده و از خود بپرسید «آیا داشتن این احساس منطقی است؟». هدف ابطال احساسات خود نیست بلکه، یافتن ریشه آنهاست. این امر می‌تواند احساس ضعف و ناتوانی را در وجود شما کاهش دهد.

 

  1. خودشناسی بدیهی در برابر خودشناسی اساسی

برخی از اندیشمندان بین انواع خودشناسی تفاوت قائل هستند. در سطح بدیهی خودشناسی می توان به این مثال اشاره کرد: «من آگاه هستم که یک تیشرت بر تن دارم.»

در سطح اساسی خودشناسی می توان به این مثال اشاره کرد: «وفاداری برای من یک ارزش محسوب می‌شود.» این سطح از خودشناسی به احساسات، عواطف و ارزش‌های عمیق‌تری در انسان اشاره دارد.

هردوی اینها نوعی خودآگاهی هستند اما سطوح مختلفی از ضمیر خودآگاه ما را به کار می‌گیرند.

 

  1. درک احساسات

احساسات می توانند در میان دو سطح بدیهی و اساسی خودشناسی در نوسان باشند. به عنوان مثال در سطح بدیهی درک احساسات خود نسبتا آسان است؛ شما نیاز نیست عمیقا تامل کنید تا درک کنید «من ناراحت هستم».

اما برخی احساسات دیگر کمی پیچیده‌تر هستند. آنها در قسمت‌های عمقی تری از وجود ما قرار دارند و به راحتی نمی‌توان به آنها آگاهی یافت. شما ممکن است به صورت ناخودآگاه نسبت به یک فرد یا چیز، نفرت داشته باشید.

 

  1. درک «چرا؟»ها

تفاوتی میان شناسایی الگوهای فکری، ارزش‌ها و باورهای خود و درک دلیل برقراری آنها وجود دارد. کاوش «چرا؟»ها می تواند حقیقت‌های بسیاری را راجع به خودتان برای شما فاش کند.

 

  1. خودناآگاهی و خودفریبی

این نظریه به توانایی فرد برای نادیده گرفتن احساسات و عواطف خود اشاره دارد. اما بی‌توجهی به این احساسات و عواطف به معنای عدم وجود آنها نیست. و به همین دلیل شما باید آگاهانه بر خود درونی‌تان تامل کنید.

 

چرا خودشناسی اهمیت دارد؟

خودآگاهی بخش اساسی انسان بودن است. وقتی از افکار و آگاهی درونی خود استفاده می کنید، مهارتی که طی 200 میلیون سال تکامل، انسان‌ها به آن دست یافتند را بازتاب خواهید داد.

اگر شما این قسمت از وجود خود را فعال نکنید، یکی از قسمت‌های بنیادی وجود انسان را رها کرده‌اید. و نتیجه آن نزول سلامت روان شما خواهد بود. عزت نفس پایین باعث به وجود آمدن پرخاشجویی، انزوای اجتماعی، افسردگی، اضطراب و اختلال در تغذیه می‌شود. عدم توانایی تشخیص نقاط قوت خود، کیفیت زندگی را پایین می‌آورد.

زمانی که این اتفاق می‌افتد به جای اینکه شما انتخابگر باشید، در واقع خود را تسلیم نیروهایی خارج از وجود خود که بر رفتار شما تاثیر می گذارند می کنید. به احساسات اجازه می دهید بهترین فرصت ها را از شما بگیرند و ممکن است در دام الگوهای رفتاری بیفتید که مانع شادی و خوشحالی شما می‌شوند.

 

فواید خودآگاهی و خودشناسی

خودآگاهی و خودشناسی به شما کمک می‌کند تمام احساساتی که هر روز در درون شما جریان دارند و بر اعمال شما تاثیر می‌گذارند را کشف کنید. سپس زمانی که شما به آنها آگاه شدید می توانید آنها را کنترل کنید. شما می توانید تغییراتی را ایجاد کنید که با خود واقعی شما مطابقت بیشتری داشته باشد.

اینها چند نمونه از فواید متعدد خودشناسی هستند:

  • پذیرش خویشتن: زمانی که شما خود را به خوبی بشناسید می‌توانید در راستای پذیرفتن ویژگی‌های شخصیتی خود قدم برداشته و مهر و همدلی بیشتری نسبت به خودتان داشته باشید.
  • عزت نفس بیشتر: زمانی که شما خودتان را دوست داشته باشید با خودتان بهتر رفتار کرده و از دیگران نیز توقع خواهید داشت با شما بهتر رفتار کنند.
  • شک و تردید کمتر نسبت به خود: تصمیم گیری برای شما آسان تر می‌شود زیرا شما دقیقا می دانید که در هر موقعیت به چه چیزی احتیاج دارید.
  • قدرت تصمیم گیری بالاتر: شما تصمیماتی خواهید گرفت که با باورها و ارزش‌های شما همخوانی داشته باشد و شما را به رسالت خود در زندگی نزدیکتر می‌کند.
  • سلامت بیشتر: شناختن خود نوعی مراقبت از خود است. این امر سلامت شما را در تمام ابعاد، اجتماعی، روانی، فیزیکی و غیره، بهبود می‌بخشد.
  • افزایش هوش هیجانی: زمانی که شما احساسات خود را به خوبی شناخته و درک کنید، همدلی با دیگران نیز آسان تر خواهد بود.
  • خودپنداره مثبت: خودآگاهی تنها توجه به نقص‌ها و ایرادات خود نیست بلکه شناختن ویژگی‌های والای خود را نیز شامل می‌شود.
  • کنترل بیشتر بر خویشتن: زمانی که شما فرد خودآگاهی باشید، اعمال شتاب زده و ناگهانی انجام نمی‌دهید. شما محرک‌های خود را شناخته و یاد می‌گیرید چگونه واکنش‌های مخرب و شتاب زده را در درون خود کنترل کنید.
  • هدفمند زندگی کردن: خودشناسی به شما کمک می‌کند برای زندگی خود تصمیماتی گرفته و اجازه ندهید شرایط بیرونی زندگی شما را دیکته کنند.

 

14 مثال خودشناسی

در اینجا نمونه‌هایی از خودشناسی را می‌بینیم. این‌ها نتایج بالقوه کاوش خویشتن هستند.

  1. شما احساسات خود را درک خواهید کرد.
  2. شما ساز و کارهای دفاعی و ناامنی‌های شخصیتی خود را خواهید شناخت.
  3. شما باورهای خود را، به صورت مستقل از دیگران، کشف خواهید کرد.
  4. شماآنچه که باعث خوشحالی‌تان می شود را خواهید شناخت.
  5. شما از نقاط ضعف و نقاط قوت خود آگاه خواهید شد.
  6. شما خواهید دانست که از روابط خود با دیگران چه توقع‌هایی دارید.
  7. شما خواهید دانست که چه موقع می توانید به خودتان اطمینان داشته باشید و چه موقع خیر.
  8. شما الگوها و عادت‌های خود را خواهید شناخت و در صورت لزوم می توانید آنها را تغییر دهید.
  9. شما محدودیت‌های خود را خواهید شناخت و می توانید حد و مرزهایی نیز برای خود تعریف کنید.
  • شما ارزش‌های خود را خواهید شناخت.
  • در شرایط دشوار شما کنترل بیشتری بر خویشتن خواهید داشت.
  • شما تماما خودتان را خواهید پذیرفت-به همراه نقص‌ها و ایرادات خود-.
  • شما می توانید افکار و احساسات منفی را رها کنید.
  • شما در برابر انتقادات حالت دفاعی نگرفته و انتقادات را خواهید پذیرفت.

 

مثال‌های از خودشناسی در زندگی افراد واقعی

برخی افراد به قدری خودآگاه هستند که شایسته تقدیر می‌باشند. در اینجا مثالی حقیقی را برای شما بازگو می‌کنیم تا الهام‌بخش مسیر شما باشد.

در سال 2021، راننده مسابقات رالی لوییز همیلتون، در حالی که بردها و قهرمانی‌های متعددی را تجربه می‌کرد، روحیه ورزشکاری و خودآگاهی بی‌نظیری را از خود به دنیا نشان داد. او در حال برنده شدن آخرین مسابقه خود بود که برای او قهرمانی دنیا را به ارمغان می‌آورد.

اما یک تصمیم بحث برانگیز توسط مدیران مسابقه او را به طرز چشم گیری در مسابقه عقب انداخت. در آخرین پیچ مسیر، رقیب او از او پیشی گرفت و همیلتون قهرمانی جهان را به او باخت.

او می توانست خشمگین و ستیزه جو باشد در عوض او به رقیب خود تبریک گفت و جشن قهرمانی او را با آرامش کامل سپری کرده و سپس از آنجا خارج شد. سپس او زمانی را به دور از چشم رسانه‌ها برای مراقبت از خود و بهبود احوال روحی خود گذراند.

به عنوان یک ورزشکار حرفه‌ای، او قطعا از طبیعت رقابت طلب خود آگاه است؛ همان قسمت از وجود او که می توانست تصمیمی شتاب زده و بی پروا بگیرد. اما چون او به این بخش از وجود خود آگاه بود، توانست به خوبی آن را کنترل کند. این یک مثال بارز و کاربردی از خودشناسی است.

 

12 ابزار برای شناخت بهتر خود

ابزار زیادی وجود دارد که به شما کمک می‌کند خودتان را بهتر بشناسید. در اینجا به چند مورد اشاره شده است که توصیه می شود در طول مسیر خودشناسی آنها را به خاطر بسپارید:

 

  1. یادداشت برداری روزانه
  2. مدیتیشن
  3. توجه به احساسات و درگیری‌ها درونی تکرارشونده
  4. توجه دائمی به خود
  5. تعامل با دوستان و خانواده در این ارتباط
  6. پرسیدن نظر دیگران راجع به رفتار خود
  7. نوشتن اهداف، آرزوها و برنامه‌های خود
  8. تشریح خود با دیده سوم شخص
  9. نگاه به سرگذشت خود و تبدیل آن به بخشی از داستان خود
  • همواره از خود بپرسید: «چرا من این احساس را دارم یا این رفتار را انجام می دهم؟»
  • نوشتن لیستی از نقاط قوت و نقاط ضعف خود
  • پرسیدن سوالات ارزیابی خودآگاهی از خود

 

خودشناسی در برابر خودآگاهی

معمولا این دو اصطلاح به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.  در حالی که خودآگاهی و خودشناسی با هم مرتبط هستند اما دو مفهوم متفاوت‌اند. در انجا به چند مورد از تفاوت‌های اصلی آنها اشاره شده است:

  1. خودآگاهی قدم اول خودشناسی است

خودآگاهی به معنای بررسی الگوهای درونی، احساسات و رفتارهای خود است. خودشناسی نتیجه این امر می‌باشد.

  1. خودآگاهی راجع به آنچه انجام می‌دهیم و خودشناسی راجع به آنچه هستیم، است

ما از طریق خودآگاهی احساسات، باورها و ارزش‌های خود را خواهیم شناخت و از آنها استفاده می‌کنیم تا خودانگاره خویش-همان داستانی که ما راجع به خودمان برای خودمان تعریف می‌کنیم- را بسازیم.

 

  1. خودآگاهی مشاهده و خودشناسی مداخله را در بر دارد

شما ممکن است باورها، رفتارها یا الگوهایی را در خود کشف کنید که مانع دستیابی شما به پتانسیل کامل‌تان هستند. خودشناسی به شما کمک می‌کند به این ویژگی‌ها توجه کرده و تغییرات ضروری را اعمال کنید.

 

سخن آخر

درک مثال‌هایی که از خودشناسی و خودآگاهی ارائه شده است شما را در مسیر رشد و پیشرفت فردی قرار می‌دهد. آنها به شما قدرت می دهند تا تغییرات مثبتی را در زندگی خود به وجود آورده و به خود حقیقی‌تان نزدیکتر شوید.

 

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.

صفحه ما در اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

preloader