خانه » توسعه فردی » رابطه‌تان با تغییر را تغییر دهید: در تلاطم ها، آسوده‌خاطر باشید.
09 مرداد 1401

رابطه‌تان با تغییر را تغییر دهید: در تلاطم ها، آسوده‌خاطر باشید.

رابطه‌تان با تغییر را تغییر دهید: در تلاطم ها، آسوده‌خاطر باشید.

سه سال گذشته، با شیوع ویروس کووید-19، شرایط برای همه افراد دشوار بوده است. زندگی برخی از ما به شدت تحت تاثیر این همه گیری قرار گرفته است؛ پس از وقوع آن لازم بود تا ما خود را با شرایط جدید مطابقت دهیم منتهی یک دردسر گذرا تبدیل به چالشی پایدار شد. تغییر های پیاپی تکنولوژی، مشاغل و اوضاع سیاسی را نیز باید در نظر داشته باشیم. همه ما اکنون در حال تجربه کردن گستره عظیمی از تغییرات ناباورانه و استثنایی در زندگی‌مان هستیم.

به دلیل وجود این تغییر ها برخی احساس استیصال و درماندگی می‌کنند. هرکس در حال دست و پنجه نرم کردن با سطحی از اضطراب، آشفتگی و یا نوع دیگری از چالش‌های روانی است. من به عنوان یک مربی و راهنما، دائما با افرادی که در گم‌گشتی و ایهام به سر می‌برند رو به رو می‌شوم اما همواره سعی می‌کنم خود و محیط اطراف خودم را برای اتفاقات نابهنگام وغافل‌گیرکننده در آینده آماده کنم.

در همین حین، بسیاری از افرادی که به ما مراجعه می‌کنند به دنبال کمک و حمایت برای پیشبرد خودشان ، کارکنان و تیم هایشان هستند. آن‌ها همواره نگاهی رو به جلو دارند و از تغییرات دائمی دنیا آگاه هستند و به دنبال راهی برای ادامه دادن در مسیر خود با وجود این تغییر ها هستند.

زندگی و محیط کاری ما همواره در حال تغییر های پیاپی است و برای سربلندی در آن نیاز است که با دشواری ‌ها بیشتر احساس راحتی کنیم.

با احتیاط به سرزمین ناشناخته قدم بگذارید

ورود به سرزمین ناشناخته‌ها در واقع خروج از منطقه امن خود است. اغلب افراد آمادگی رویارویی با تغییرات را ندارند درحالیکه پذیرش و استقبال از ناملایمتی‌ها و شرایط جدید، می تواند کلید طلایی رشد فردی باشد؛ معمولا رنج حاصل از دور شدن از منطقه امن، در واقعیت بسیار کمتر از آنچه تصور می‌کرده‌ایم، است.

وقتی از روش های قدیمی تجارت صحبت می کنیم ، کنارگذاشتن شرایط فعلی می تواند جذاب به نظر برسد . خیلی ها تغییر ساعت کاری ، سیاست کاری و روند سخت کارها را توصیه می کنند. اما در عین حال، این به معنای از بین رفتن الگوی ثابت زندگی کاری ما و پایان قطعیت، قابل پیش‌بینی بودن و ثبات در این دنیاست. ما باید در میان تغییر های پیاپی و مستمر، راه‌های جدیدی برای کار کردن بیابیم.

پیدا کردن این راه‌ها منوط به تجربه و آزمودن چیزهای جدید است؛ تجربه‌هایی که همه آن‌ها موفقیت‌آمیز نخواهند بود. قطع زنجیره‌های قدیمی و تغییر از امروز و همین لحظه باید در دستور کار ما قرار گیرد.

چه بدانیم چه ندانیم، الگوها (عادت ها) در زندگی راحتی و آسودگی ما را تغییر ها تأمین می کنند و از لحاظ روحی و احساسی به ما تعادل و ثبات می‌بخشند. برای کسانی که به زندگی شخصی و روزمره خو کرده اند، صحبت از تغییر و رهایی از شرایط کنونی ممکن است کمتر اولویت داشته و جذاب به نظر برسد. روزمرگی به بسیاری از ما احساس امنیت و راحتی می‌بخشد.

برای خارج شدن از منطقه امن و ورود به دنیای ناشناخته‌ها ما نیاز به حمایت یکدیگر داریم و همچنین نیاز به سطحی از امنیت و رفاه داریم.

به عنوان یک مربی و راهنما، این موارد به من کمک می‌کنند به روش‌های مبتکرانه و خلاقانه‌ای با افراد ارتباط برقرار کنم؛ داشتن حمایت دیگران در هنگام رویارویی با ناملایمتی‌ها، به خصوص برای اولین بار، بسیار سودمند است. یک مربی و راهنما می‌تواند ورود به دنیای ناشناخته‌ها را برای شما امن کرده و به شما کمک کند که به حال و لحظه کنونی به چشم یک موقعیت برای رشد فردی بنگرید.

یک مربی یا راهنما، یا حتی دایره کوچکی از رفقای صمیمی اطراف شما، می‌توانند برای رهایی و خروج از محدوده امن‌تان به شما جرئت و انگیزه داده و حتی شما را راهنمایی کنند. ممکن است پذیرش و استقبال از رنجی که همراه با تغییر و ورود به دنیای ناشناخته‌ها می‌آید، در مرتبه اول دشوار باشد. ما به مرور در این زمینه پیشرفت خواهیم کرد هرچند ممکن است هیچگاه در سختی ها، کاملا آسوده خاطر نباشیم.

مکانیزم عصب‌شناختی بقای ما

ما به عنوان گونه انسان نیاز درونی به ثبات داریم.

منطقه امن و آسایش در انسان ، بوسیله یک نقشه عصب شناختی درونی تعیین و ترسیم می شود. بنابراین هر فردی منطقه امن منحضر بفرد خودش را دارد. در زمان آشفتگی، ما شاهد ناهمخوانی میان واقعیت در جریان و آنچه گمان می‌بردیم حقیقت محض است، خواهیم بود؛ ما دچار ناهماهنگی شناختی خواهیم شد.

در نتیجه‌ ما اصطلاحاً به حالت خودکار درمی آییم؛ مکانیزم های دفاعی از نوع حمله یا انفعال در ما به کار می افتند و در نهایت واکنش های غیرارادی نشان خواهیم داد. واکنش هایی نظیر اجتناب، انکار، خشم، بدبینی و سرزنش، مخالفت و مقاومت. معمولا به روند این واکنش‌ها «عقب‌گرد، میخکوب و جنگ و گریز» گفته می‌شود که واکنشی طبیعی به این جریان است.

ما افکار و احساسات مان را تحریف کرده و با تعمیم آنها به این باور می رسیم که هیچ کنترلی بر وقایع نداریم.

این یک فرآیند طبیعی عصب‌شناختی برای بقا در انسان است و در شرایطی همچون گذشته های خیلی دور که بشر برای زنده ماندن مجبور به جنگیدن با خطر بود مؤثر واقع می شد اما این روند در دنیای امروز و در شرایط کنونی، برای ما سودمند نیست. زمانی که عملکرد ما به این صورت باشد، ما قدرت خود را از دست داده و در تاثیرگذاری خود بر نتیجه‌ حوادث جاری دچار تردید خواهیم شد. ممکن است این حس به ما القا شود که ما توانایی تاثیر گذاشتن بر محیط اطراف و افراد را نداریم.

مقاومت بی فایده است

ما برای اجتناب و دوری از احساسِ درد و رنج طراحی شده ایم. ما پیوسته در حال تلاش برای اجتناب از افکار و احساسات عمیق درونی خواهیم بود که حاصل عدم انطباق باورها و ارزش‌های ما با شرایط جدید است. کشش عصب‌شناختی ما برای از بین بردن درد و رنج باعث ماندن ما در محدوده امن‌مان خواهد شد.

در نتیجه انسان دچار: اهمال کاری، بهانه‌جویی، انکار، اجتناب و توجیه و در نهایت سکون و بی‌حرکتی می شود که فایده ای برای ما و سازمان مان ندارد.

چنین وضعیتی که ما را در حالت فلج و بی حرکتی جبری قرار می دهد، قطعاً از رشد و شکوفایی ما جلوگیری کرده و چشم مان را روی فرصت های زندگی مان می بندد. باعث می‌شود ما از پرورش طرزفکر، رفتارها و اقداماتی که در آینده و برای موفقیت ما ضروری هستند، محروم بمانیم. بدیهی است عبور از این شرایط بی ثبات و نامعلوم به توانایی ما در کشف انگیزه و استعدادمان در این وضعیت بستگی دارد.

بهای مقاومت

مقاومت در برابر تغییر ما را از دستیابی به موارد زیر باز می دارد:

  • سازگار شدن با محیط کنونی و آینده و توانایی آینده نگری. با توجه به این اصل اساسی که « راز بقاء پایدار به معنای حداکثر سازگاری است».
  • استفاده از هر فرصتی برای بهبود اعتماد به نفس ، شایستگی و ظرفیت عاطفی/هیجانی مان. گذر از بحران های فردی و حرفه ای باعث انعطاف پذیری و مقاوم شدن ما در برابر چالش های پیش رو خواهد شد.
  • دسترسی به توانمندی ها و رهاسازی پتانسیل به عنوان نقطه عطفی برای یادگیری و رشد، چه مربی یا رهبر باشید و یا برای سازمان تان.
  • به کارگیری استراتژی‌هایی برای ساختن یک محیط کاری چندجانبه، به منظور افزایش رقابت، وحدت و نوآوری. پیشبردن اهداف خود و کمک به دیگران برای پیشرفت در نقش خود، پیشرفت تیم و پیشرفت کسب و کارتان.
  • رفع محدودیت‌های ذهنی کنونی‌تان که باعث به وجود آمدن احساسات طردشدگی و تنهایی در شما شده‌اند و یافتن راهی برای همکاری و ارتباط با دیگران.
  • فراهم کردن فضایی امن تا دیگران به راحتی ترس ها و اضطراب هایشان را بروز داده و کمک به آنها برای رهایی از منفی نگری و بدبینی. این امر راه‌گشای مسیر هم‌افزایی و مثبت‌اندیشی خواهد بود.
  • استقبال از دنیای دیجیتالی و علمی‌. ما می‌توانیم با تغییر چهارچوب ها، استفاده ی مؤلد و مسولانه تری از تکنولوژی دنیای امروز داشته باشیم. ما می‌توانیم از آن برای حمایت دیگران از طریق تغییر، افزایش چابکی و توسعه ذهنیت جدید، رفتارهای جدید و مهارت های جدید اقدام کنیم.

 

در ناملایمات، چه اقدامی می‌توانیم انجام دهیم؟

خوشبختانه، علاوه بر اینکه ما برای اجتناب از درد و رنج برنامه ریزی شده ایم، میل به نوشدن و تازگی نیز در عملکرد مغز ما وجود دارد. انسان موجودی کنجکاو است. بیدارکردن قوه کنجکاوی خود-و شجاعت دنبال کردن آن- می‌تواند راه اصلی مقابله با ترس باشد.

در شرایط عادی، وجود یک محدوده امن باعث ایجاد یک وضعیت سازگارانه ی سالم در زندگی می شود. با این حال مواجهه ی جسورانه و شجاعانه با چالش ها و دشواری های زندگی به ما کمک می کند تا چابک تر و سازگارتر شویم بدین ترتیب ما می توانیم به بهترین شکل متحول و دگرگون شویم.

در واقع زمانی که شجاعانه اولین قدم های خروج از منطقه امن مان را هر چند کوچک برمی داریم، شجاع تر می شویم. ما به جای اینکه از ترس ها و از افکار و احساسات ناخوشایندمان فرار کنیم، با ترس های مان رو به رو می شویم در نتیجه ترس از دست دادن، سرزنش، شرم، حسادت، مجازات، مخالفت، کنترل و تحقیرمان را در آغوش می گیریم.

آنها ما را نمی کشند

پس از آن می‌توانیم وارد محدوده یادگیری شویم. این اولین مرحله برای تحریک حس کنجکاوی و خلاقیت برای خروج از محدوده امن خودمان است.

انجام این کار محدوده امن ما را وسیعتر می‌کند و زیرساخت لازم برای اینکه در مواجهه با ناملایمات، با آرامش رفتار کنیم را پایه ریزی می کند بنابراین:

  • ما را قادر می سازد تا با برخی از عمیق ترین ترس های خود روبرو شویم، احساس کنیم، بپذیریم و آنها را رها کنیم. ما می‌توانیم با آن‌ها منطقی و واقع‌بینانه، با همدلی و دلسوزی به جای تعصب و تحریف برخورد کنیم.
  • کاهش اضطراب با کنارگذاشتن رفتار کنترلی و اجتنابی. ما با پرورش این نگرش در خود که تمام اتفاقات زندگی ممکن است منبع و منشا تغییر های مثبت در آینده باشند، سریع‌تر رشد می‌کنیم.

چند مورد از سوالاتی که من به عنوان یک مربی و راهنما از افراد می‌پرسم را در اینجا می‌بینید و می‌توانید برای ارزیابی میزان آسودگی خاطر خود، از آن‌ها استفاده کنید.

اکنون در لحظه باشید و بر ذهن و جسم تان هوشیاری داشته باشید و با 4 نفس عمیق شکمی، به تن آرامی برسید :

  • احساس حقیقی من راجع به این شرایط چیست؟

به هر نوع احساسی در این لحظه دارید آگاه باشید و آن را بپذیرید:

  • من نام این احساس را چه می‌گذارم؟
  • چگونه می‌توانم پذیرای این احساس باشم؟
  • چه چیزی ممکن است باعث به وجود آمدن این حس در من شده باشد؟

از آمیختن به آن احساس دور شوید، قضاوت نکنید و بی طرفانه فقط نظاره گر خودتان باشید و بپرسید:

  • در این شرایط با خودم چه می گویم؟ (خودگویی)
  • من حقیقتا به چه چیزی در این شرایط باور دارم؟ آیا این افکار باورهای حقیقی من هستند؟

باورهای خود را به چالش بکشید و بپرسید:

  • اگر این باور یا گمان من، درست نباشد چه؟
  • اگر در این تجربه درسی نهفته باشد چه؟
  • چه احتمالاتی در این شرایط وجود دارد؟
  • دفعه بعدی که با چالشی این چنین مواجه می‌شوم، چگونه می‌توانم واکنش متفاوتی از خود نشان دهم؟

لحظه‌ای درنگ کنید، 4 نفس عمیق دیگر کشیده و بپرسید:

  • چه احتمالات دیگری در این شرایط وجود دارد؟
  • دقیقا چه درسی می‌توانم از این شرایط بگیرم؟
  • دفعه بعد مجدداً چنین احساس ناخوشایندی داشتم، چه کار متفاوتی می‌توانم انجام دهم و یا چه حرف متفاوتی به خودم می‌توانم بزنم؟
  • آن کار متفاوت و یا حرف تازه ، چگونه می‌تواند به من کمک کند که از حال بد به حال خوب برسم؟
  • من چگونه می‌توانم متعهد شوم که آن کار را انجام داده و آن حرف را به خودم بزنم؟

 

اشتیاق و تمایل به درد و رنج

این یک فرصت عالی برای خلق یک نگرش جدید در خودمان و اعضای تیممان است؛ نگرشی که در آن تمایل به حرکت از سوی منطقه امن خودمان به سمت منطقه رشد داریم.

چگونه میتوانیم از یک وضعیت کاملا بهم ریخته ذهنی، که میان افکار و احساسات مان و واقعیت هیچ هماهنگی وجود ندارد، آگاهانه حال خوب یا بد را استخراج کنیم؟

پس کشف جدید این است که به جای اینکه تحت سلطه ی ذهن مان و به طور ناخودآگاه به شرایط واکنش نشان دهیم، واکنش مان را متناسب با ارزش های مان انتخاب می کنیم .

تمرین‌های کاربردی زیادی وجود دارند که با انجام آن‌ها می‌توانیم پتانسیل یادگیری و رشد را در چنین شرایطی ببینیم:

  • درنگ کنید: دست از کار بکشید به خودتان بیایید، به مکانی آرام و ساکت رفته و فعالانه و با انرژی بالا در وضعیت مایندفولنس قرار بگیرید (حضور در لحظه حال). بدانید که قرار نیست زیاد در مخمسه بمانید. با هوشیاری و عمیقاً بر خودتان متمرکز شوید و سعی کنید الگوهای ذهنی تان را مشاهده کنید و بر آن ها مسلط شوید. اجازه ندهید نشخوار فکری و خودگویی های مخرب تمرکزتان را بگیرند.
  • افکار و احساسات خود را نام‌گذاری کنید: مایندفولنس شوید (حضور در لحظه حال) لحظه حال، با دیگران ارتباط برقرار کنید تا انرژی مثبت میان تان به گردش درآید . آغوش تان را به روی احساس تان باز کنید و این بار به جای اجتناب و کنترل، آن را پذیرا باشید. بدانید که این لحظه و این احساسات گذرا هستند.
  • تصدیق و پذیرش: بهترین حس را نسبت به خودتان ایجاد کنید و با مهربانی و شفقت به خود و دیگران، به طیف گسترده ای از احساسات خود اجازه دهید در شما بروز یابند بدون پس زدن و یا کنترل.
  • از غلبه ی افکار و احساسات خود جدا شده و با خودِمشاهده گرتان آنها را رصد کنید : ذهن تان را پویا و پذیرا نگه دارید و اجازه دهید جستجوگرانه و فارغ بال احساسات خود را بدون هیچ قضاوتی دریابید و با سنجیدن شرایط متناسب با آن پاسخ دهید نه اینکه صرفاً واکنشی خودکار و غیرارادی.
  • چابک باشید: یادبگیرید تا خیلی فِرز و ماهرانه آنچه درون تان اتفاق می افتد را مشاهده کنید و دقیقاً به شکل یک سیتسم عامل که کلیه احتمالاتِ درونی را فوراً بررسی می کند، تا سریع و دقیق واکنش مناسب را به کار گیرد، عمل کنید.
  • شجاع و بی‌باک باشید: همانطور که متوجه شدید در شرایط بحرانی، بقای انسان وابسته به واکنش های غیرارادی و خودکار است که در درازمدت به شکل الگوهای رفتاری ثابت درآمده اند بنابراین لازمه ی آگاهی و هوشیار شدن و نشان دادن واکنش های حساب شده این است که روش‌های معمول فکر کردن و تصمیم گیری و الگوهای احساسی خود را به چالش بکشید و اگر با تردید و ترس و لرز عمل کنید دوباره تسلیم احساسات شده و واکنشی اتوماتیک خواهید داشت. وقت آن است تا اعتماد به نفس تان را بازسازی کنید. قبل از اینکه احساسات بر شما غلبه کنند جسورانه اقدام کنید.
  • تجسم خلاق داشته باشید: با تمرین تکنیک های تصویرسازی ذهنی، آینده ایده‌آل خود را از نو تجسم کنید، به بازآفرینی مسیر خود خوش بین باشید، و به دنیای ناشناخته‌ها قدم بگذارید.

 

آگاه و هدفمند باشید

تغییرات پیاپی و قابل توجهی که همه ما دائما در حال تجربه آن‌ها هستیم، میتوانند دروازه ورود اتفاقات و فرصت‌های جدید به زندگی ما باشند. اگر با تلاطم ها و ناملایمتی ها سازگار شده و در مواجهه با درد، انعطاف پذیری پیشه کنید قطعاً و حتماً قدم به دنیای رشد و یادگیری و شکوفایی خواهید گذاشت.

 

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.

صفحه ما در اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

preloader