خانه » توسعه فردی » خود‌آگاهی
27 تیر 1401

خود‌آگاهی

خودآگاهی

چرا خود‌آگاهی مهارت اصلی برای رشد، سلامت و شادمانی به حساب می‌آید؟

آیا می‌خواهید شادتر باشید، تاثیرگذارتر واقع شوید، تصمیمات بهتری اخذ کنید و به طور کارآمدتری دیگران را رهبری کنید؟ اگر این چنین است، مهم‌ترین مهارتی که باید سعی در ارتقای آن داشته باشید، خود‌آگاهی است؛ این همان چیزی است که به شما کمک می‌کند نسخه بهتری از خود را ارائه دهید و هم‌چنین رهبر بهتری باشید.

 

خود‌آگاهی چیست؟

دو روانشناس به نام‌های شلی دووال و رابرت ویکلاند این تعریف را ارائه داده‌اند:

« خود‌آگاهی در واقع توانایی تمرکز بر خویشتن و درک همسو بودن یا نبودن اعمال، افکار و احساسات خود با معیارهای درونی خویش، است. اگر شما آگاهی بالایی بر خویش داشته باشید می‌توانید بدون غرض‌ورزی خود را ارزیابی کرده و احساسات خویش را کنترل کنید، رفتارهای خود را با معیارهای خویش همسو سازید و درک صحیحی از برداشت دیگران از خود داشته باشید.»

به بیان ساده‌تر، افراد دارای آگاهی بالا نسبت به خویشتن، می‌توانند اعمال، افکار و احساسات خود را بی‌طرفانه قضاوت کنند.

این یک مهارت کمیاب است زیرا غالبا، درک و برداشت ما از شرایط و محیط اطراف خود بر اساس احساسات می‌باشد. تقویت مهارت خود‌آگاهی برای رهبران بدین جهت حائز اهمیت است که آن‌ها بتوانند رشد و کارآمدی خویش را به درستی ارزیابی کنند و در صورت نیاز مسیر و برنامه‌های خود را تغییر دهند.

 

دو نوع متفاوت از خود‌آگاهی وجود دارد: عمومی و شخصی

خود‌آگاهی در سطح عمومی: آگاهی از اینکه در برابر دیگران چگونه نمایان می‌شویم. پیرو وجود این نوع خودآگاهی، ما می‌توانیم خود را با هنجارهای اجتماعی مطابقت دهیم و به گونه‌ای رفتار کنیم که در جامعه قابل پذیرش باشد.

هرچند این نوع آگاهی دارای مزایایی می‌باشد اما ممکن است در نتیجه آن ما از قضاوت دیگران نگران شده و در جامعه معذب شویم. افرادی که این ویژگی شخصیتی را بیش از حد معمول دارا هستند، ممکن است زمان زیادی را صرف دغدغه‌مندی و نگرانی خویش در مورد قضاوت دیگران، کنند.

خود‌آگاهی در سطح شخصی: توانایی درک حالات درونی خویش و تامل بر آن‌ها.  افرادی که دارای خود‌آگاهی در سطح شخصی می‌باشند، اصولا خویشتن‌نگر هستند و با کنجکاوی به کاوش احساسات و واکنش‌های خود می‌پردازند.

به عنوان مثال، ممکن است هنگام آماده شدن برای یک قرار ملاقات متوجه شوید که دچار تنش شده‌اید؛ توجه صحیح به حس های بدنی رخ داده در این شرایط و مرتبط دانستن آن‌ها با اضطراب خود، نشانه خود‌آگاهی در سطح شخصی است.

زمانی که خود‌آگاهی ما تبدیل به ترس از قضاوت دیگران می‌شود، ما تمایل داریم برخی ابعاد وجود خود را نمایان نکنیم و به اشتراک نگذاریم؛ ما تبدیل به فردی بدون اصالت وجودی خواهیم شد.

 

چرا خود‌آگاهی مهم است؟

گروه یوریک پژوهشی در مورد طبیعت خود‌آگاهی انجام داده است. در تحقیقات آن‌ها مشخص شده است که زمانی که ما به درون خویش می‌نگریم، ارزش‌ها، افکار، احساسات، رفتارها، نقاط قوت و نقاط ضعف ما برای خود آشکار می‌شود. ما می‌توانیم متوجه تاثیری که بر دیگران می‌گذاریم، بشویم. تحقیقات گروه یوریک نشان می‌دهد که افراد دارای خود‌آگاهی ، معمولا شادتر هستند و روابط بهتری نیز دارند؛ هم‌چنین آن‌ها احساس نوعی سلطه‌گری چه بر خویش و چه بر جامعه دارند و اصولا رضایت شغلی بیشتری دارند.

زمانی که ما به بیرون خویش می‌نگریم، متوجه برداشت دیگران از خود خواهیم شد. افرادی که بر نوع دید و برداشت دیگران از خودشان آگاهی دارند، معمولا نسبت به کسانی که نقطه نظرهای متفاوتی دارند، همدلی بیشتری نشان می‌دهند. احتمال مورد توجه قرار دادن، دخیل کردن و قدرت دادن به دیگران در رهبرانی که درک آن‌ها از خویشتن با برداشت دیگران از آن‌ها برابری می‌کند، محتمل‌تر است.

 

مزایای خود‌آگاهی:

به ما قدرتی می‌دهد که بر نتیجه کارها تاثیر بگذاریم.

به ما کمک می‌کند تصمیم‌گیرنده‌های بهتری باشیم. به ما اعتماد به نفس بیشتری می‌دهد و در نتیجه ارتباط ما با دیگران واضح‌تر و قاطعانه‌تر خواهد بود.

به ما این توانایی را می‌دهد که هرچیز را با توجه به نقطه نظرهای گوناگون درک کنیم.

ما را از گمانه‌زنی‌ها و سو‌گیری رها می‌سازد.

به ما برای ساخت روابطی بهتر کمک می‌کند.

به ما توانایی هرچه بیشتری در راستای سامان‌دهی احساسات خود می‌دهد.

باعث کاهش استرس می‌شود.

ما را افراد شادتری می‌کند.

 

شکاف خود‌آگاهی چیست؟

خود‌آگاهی یک امر اساسی در دنیای مدرن و در حوزه رهبری به حساب می‌آید. هرچند رهبران زیادی ممکن است به خود‌آگاهی خود ببالند اما تنها  10 تا 15 درصد، حقیقتا این ویژگی را دارا هستند.

بسیاری از ما با این تفکر بزرگ شده‌ایم که احساسات خود را نباید بروز دهیم بنابراین آن‌ها را نادیده گرفته یا سرکوب می‌کنیم. در مقابله با احساسات منفی این کار عواقب چندان خوبی ندارد. در این مواقع ما دچار درون‌ریزی آن‌ها (که خود منجر به خشم، نفرت، افسردگی و  سرافکندگی فرد می‌شود) یا برون‌ریزی آن‌ها و سرزنش، نادیده گرفتن و یا زورگویی به دیگران می‌شویم.

کمبود خود‌آگاهی می‌تواند عاملی مهم در ناتوانی فرد در رهبری باشد. در تحقیقی که توسط آدام د.گالینسکی و همکاران وی در دانشگاه مدیریت کلاگ در شمال غرب صورت گرفته است  این نتیجه حاصل شده است که زمانی که مدیران در مسیر پیشرفت و ارتقاء شغلی خود پیش می‌روند، اعتماد و اطمینان آن‌ها به خود، همواره بیشتر می‌شود؛ در مقابل پیوسته خودمحورتر شده و نقطه نظرات دیگران را کمتر مورد توجه قرار می‌دهند.

در تحقیقاتی دیگر محققین کانادایی به بررسی فعالیت‌های مغزی افراد دارای قدت در اجتماع، پرداختند. آن‌ها به نتیجه ای روانشناختی دست یافتند که نشان می‌دهد با افزایش قدرت شخص، توانایی همدلی و همدردی وی نسبت به دیگران کاهش می‌یابد؛ توانایی درک نیازهای دیگران و مورد توجه قرار دادن نقطه نظر آن‌ها همواره در این افراد رو به کاهش است. در اصل این رهبران نیازی به تغییر در خود احساس نمی‌کنند و توقع دارند دیگران تغییراتی را در خود به وجود آورند.

 

من چگونه بدانم که آیا انسانی خود‌آگاهی هستم یا خیر؟

اگر جزء جمعیت 10 تا 15 درصدی خود‌آگاه نیستید، دچار ناامیدی و یاس نشوید. اگر می‌خواهید از میزان خود‌آگاهی خود اطلاع یابید، در مرکز iNLP  بدین منظور یک آزمون با 12 سوال چند گزینه ای طراحی شده است که در آن روش‌هایی برای افزایش این مهارت نیز ارائه داده شده است.  این آزمون پایه تحقیقاتی دارد و توسط مایک باندرانت، متخصص عصب‌شناسی زبان و مشاور روانشناس، گردآوری شده است.

لیست ارزش‌ها در عمل از مقیاس توانمندی‌ها (VIA-IS) یک ابزار عالی برای شناسایی توانمندی‌های برجسته خویش می‌باشد در این روش پاسخ‌های شما در 6 دسته گسترده مورد بررسی قرار می‌گیرند و 24 توانمندی اصلی را شامل می‌شود. در نهایت گزارشی از 5 نقطه قوت غالب شما به همراه روش‌هایی برای بهینه‌سازی آن‌ها به شما ارائه می‌شود.

چگونه خودآگاهی مان را بالا ببریم؟

خود را مجسم کنید.

بهترین نسخه از خود را مجسم کنید، خودِ ایده‌آل ما ، بازتابی بر امیدها، رویاها و آرزوهای ماست و برگرفته از مهارت‌ها، توانایی‌ها، دستاوردها و موفقیت‌هایی که مایل به رسیدن به آن‌ها هستیم می‌باشد.» (هیگینز،1987؛ مارکس و نوریوس 1986)

شما درحالی که به نقطه قوت‌ها و توانمندی‌های خویش برای بهبود خود تکیه می‌کنید، ‌می‌توانید با استفاده از این خود ایده آل تان ، همواره در مسیر صحیح باقی مانده و بر موانع و عوامل منحرف کننده در مسیر غلبه کنید.

 

سوال‌های با “چه” بپرسید.

هسته اصلی خودآگاهی توانایی بازتاب خود (خود ابرازی) است. هرچند به گفته گروه یوریک اکثر افراد به شیوه‌ای نادرست به خود ابرازی می‌پردازند. مشکل اینجاست که ما سوالات اشتباهی از خود می‌پرسیم؛ ما برای حل تعارضات درونی خویش، سوالاتی با “چرا؟ ” می‌پرسیم ، در حالی که هیچ راهی برای پاسخ به این سوال وجود ندارد چرا که ما به ناخودآگاه خویش دسترسی نداریم و در ازاء چنین سوالاتی به پاسخ‌هایی می رسیم که صحیح نیستند. خطر پرسیدن سوالات با “چرا؟” این است که ما را به درون باتلاق افکار منفی می‌کشاند. تمرکز ما جلب ضعف‌ها و دلواپسی‌های خویش می‌شود. شخصی به نام امی را در نظر بگیرید که به تازگی به سمت مدیریت دست یافته است و برای صحبت در جلسات دچار اضطراب می‌شود. برداشت وی از این تجربه در نزد خویش ممکن است به این صورت باشد: «من نمی‌توانم در جمع صحبت کنم زیرا در نزد افراد در شرکت بسیار کم ارزش جلوه می‌کنم و هیچ‌کس به من گوش نخواهد داد.»

پرسیدن سوال با “چه” ما را در موقعیتی بی‌طرفانه قرار می‌دهد و می‌توانیم نقطه نظرهای گوناگون را پیرامون همه عوامل اثرگذار بر یک نتیجه خاص بررسی کنیم. به عنوان مثال به جای پرسیدن «چرا من در جمع صحبت نمی‌کنم؟» بپرسیم:

«جو حاکم بر جمع و میان افراد به چه شکل بود؟»

«من چه حسی در آن لحظه در بدن خویش داشتم؟»

«چه چیزی باعث شد تا من دوباره این احساس قدیمی ناکافی بودن را در خود بازخوانی کنم؟»

«برای مقابله با ترس خویش از صحبت در اجتماع چه کار می‌توانم انجام دهم؟»

این‌گونه خویشتن‌نگری باعث می‌شود بدون قضاوت پیشین به اعمال و عقاید خود بیاندیشیم. با خودآگاهی می‌توانیم الگوهای رفتاری قدیمی که به ما سودی نمی‌رسانند را بررسی کرده و از آن‌ها عبور کنیم.  پرسیدن سوالات صحیح به  ما این توانایی را می‌دهد که تصمیماتی متفاوت اخذ کرده و نتایجی متفاوت را رقم بزنیم.

امی تصمیم می‌گیرد برنامه‌ای برای خود بریزد زیرا اکنون می‌داند که امکان حل کردن مشکل خود را دارد.

او می‌خواهد در مورد اهداف و محتوای مورد بررسی جلسه بعدی تحقیقاتی انجام دهد تا آمادگی بیشتری برای شرکت در گفت و گوها داشته باشد.

او به جای اینکه در تصور اینکه دیگران در موردش چه فکری می کنند غرق شود ، فعالانه به آن‌ها گوش می دهد تا سؤالات معناداری بپرسد که گفتگو را به جلو می برد.

با آگاهی بیشتر از حس های بدنی خود که نشانه هایی از اضطراب را به او می دهد او در لحظه این احساسات را نام‌گذاری می‌کند (لیبل می زند) و تصمیم می‌گیرد که تحت تاثیر آن‌ها قرار نگیرد که این یک گام بزرگ به سوی خودآگاهی است.

 

از مغزتان استفاده کنید

آمیگدال، که به آن مغز اولیه هم می گویند، اولین بخش مغز است که در انسان شروع به رشد می‌کند. آمیگدال شبیه عملکرد رادار، سیگنالهایی به مغز ارسال می کند که نیاز به جنگ یا گریز را نشان می دهد. این قسمت از مغز که در پیش بینی خطر مهارت دارد هنگام مواجهه با خطرات بسیار پیشرفته عمل می‌کند و قبل از اینکه ما بتوانیم حتی نامی برای احساسات منفی خود برگزینیم، دستور واکنشی را به بدن می‌دهد؛ قلب ما تندتر می‌زند، تشویشی در شکم ما رخ می‌دهد یا عضلات گردن ما منقبض می‌شود.

واکنش بدن شما اینگونه است که مثل یک حسگر، سیگنال هایی را به قشر پیش پیشانی مغز می‌فرستد تا احساس منفی را ثبت و نامگذاری کند. اگر شما نسبت به بدن خود هوشیاری داشته باشید قادر خواهید بود تا احساسات تان را در همان لحظه وقوع تشخیص دهید. افزایش مهارت شما در این مورد می‌تواند به سیم‌کشی مجدد مغز شما کمک کند. ( اشاره به سلولهای عصبی یا همان نورونها که در هر تجربه به گونه ای خاص اتصال می یابند )

اینکه احساسات تان را چطور نامگذاری می کنید در تصمیم‌گیری بسیار مهم است. زمانی که اجازه می دهیم احساسات مان بر ما غلبه کنند می توانیم تصمیمات بدی که عواقب ناخواسته ای برای مان داشته باشد بگیریم . نامگذاری احساسات به ما این امکان را می دهدکه از دید شخص ثالث از جایگاهی مسلط تر با بی طرفی و بدون جهت گیری آنچه به راستی در حال وقوع هست را مشهودتر ارزیابی کنیم.

اجازه بدهید در این باب مثالی بزنیم:

فرض کنید شما یک فرد خودآگاهید که در حال مکالمه با شخصی هستید و بازخوردی منفی از او دریافت می‌کنید. قلب شما تندتر می‌زند و شما احساس می‌کنید تهدید شده‌اید یا در معرض خطر قرار دارید .

با خود می‌گویید: «احساس می‌کنم این فرد دارد به من حمله می‌کند.» اما قبل از این که از کوره در روید یا گریه کنید، مکث کرده و به صحبت‌های فرد مقابل گوش می‌دهید. آنگاه متوجه می شوید که این فرد دست کم یک نکته مثبت را بیان کرده است، همین بینش باعث می شود مکالمه متفاوتی را پیش ببرید که برای هر دو طرف رضایت‌بخش و کارآمد باشد.

 

از دیگران راجع به برداشت آن‌ها از خود سوال بپرسید.

اکنون که متوجه شدید، دریافت بازخوردها آنقدرها هم ترسناک نیستند، از دیگران بپرسید که چه تصویر و برداشتی از شما در موقعیت های خاص دارند؟ پرداختن به این موضوع به شما کمک می کند تا بعد از این بازخوردهای دقیق تری دریافت کنید. شجاع باشید و از آن‌ها بپرسید که دوست دارند چه نوع رفتاری از شما ببینند.

تمرین: سناریوهایی که تمایل دارید بازخورد افراد در آن‌ها را ببینید انتخاب کرده و لیستی تهیه کنید.

دو ستون بکشید

ستون یک: تصور شما از خود

ستون دو: برداشت دیگران از شما

در ستون اول کلماتی را بنویسید که توضیح دهنده ی رفتار و نگرش شما در یک موقعیت مشخص باشد.

سپس از شخصی که برای نظرخواهی انتخاب کرده اید، بخواهید که همین کار را انجام دهد و پاسخ‌های وی را در ستون دو یادداشت کنید.

به دنبال تناقضات میان دو ستون بگردید. ممکن است نقطه‌های کوری در شخصیت خود داشته باشید که نیاز به توجه و بررسی دارند.

روزانه یادداشت‌برداری کنید

یادداشت برداری روزانه راهی عالی برای آگاه شدن نسبت به هرآنچه که در زندگی شخصی و اجتماعی شما می‌گذرد، می‌باشد. هم چنین به شما کمک می‌کند که الگوهای رفتاری مثبت و منفی خویش را دریابید. می‌توانید از این سوالات استفاده کنید:

«امروز چه کارهایی را به خوبی انجام دادم؟»

«با چه چالش‌هایی رو به رو شدم؟»

«چه احساسی داشتم؟»

«چگونه واکنش نشان دادم و با تاملی دوباره، آیا همین واکنش‌ها را تکرار خواهم کرد؟»

«هدف من برای فردا چیست؟»

 

تمرین ذهن‌آگاهی کنید

ذهن‌آگاهی تمرینی برای آگاهی به هرآنچه که در ذهن، بدن و در اطراف شما در حال رخ دادن است، می‌باشد. مدیتیشن یکی از انواع تمرین‌هایی است که می‌توانید به صورت روزمره انجام دهید. ذهن‌آگاهی تمرینی فوق‌العاده برای افزایش تسلط به خویش است.

مسیر رسیدن به خود‌آگاهی مانند یک سفر است. انسان‌هایی که بیشترین میزان خود‌آگاهی دارند نیز همچنان در پی دستیابی به مراحل والاتر هستند و به مقصدی نرسیده‌اند. همواره در حین پیشروی در مسیر خود‌آگاهی از خود بپرسید: «چه چیزی شما را به سمت بهترن نسخه وجود خود سوق می‌دهد؟»

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.

منبع مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

preloader