خانه » توسعه فردی » بحران وجودی چیست؟
09 مرداد 1401

بحران وجودی چیست؟

بحران وجودی چیست؟

همه ما در نقطه‌ای از زندگی این جمله «من دچار یک بحران وجودی شده‌ام.» یا چیزی با این مفهوم را بیان کرده‌ایم. این موضوعی است که همه ما با آن آشنایی داریم اما هیچگاه از خود نپرسیده‌ایم که بحران وجودی حقیقتا به چه معناست؟ من چگونه می‌توانم بفهمم که دچار آن شده‌ام؟ چگونه بر آن غلبه کنم؟

بحران وجودی چیست؟

بحران وجودی در معنای لفظی خود به ترکیبی از سوالات و احساسات ما راجع به معنای زندگی و هدف ما در آن اشاره دارد. پاسخ‌دهی به سوالاتی از این قبیل آسان نیست و این امر می‌تواند ما را دچار درماندگی کند. ما نسبت به پاسخ‌ها و موضع‌گیری های خود در این شرایط شک و تردید خواهیم داشت و در طولانی مدت ممکن است تاثیرات منفی این احساسات را در زندگی خود مشاهده کنیم.

همواره از تاثیرات منفی بحران وجودی بر زندگی فرد صحبت می‌شود و ما در این حین تاثیرات مثبت آن را نادیده خواهیم گرفت. درگیری با بحران وجودی به ما این فرصت را می‌دهد که ارزش‌ها، اهداف و معانی والای زندگی خود را دوباره بررسی کنیم. این امر به ما این شانس را می‌دهد که برنامه‌ریزی‌های جدید و منطبق با حال کنونی خود طرح کنیم تا در مسیری که تمایل داریم، رو به جلو حرکت کرده و احساس شادی و رضایت داشته باشیم.

آیا رویارویی با بحران وجودی امری معمول است؟

بله، حقیقت این است که این امر بسیار رایج است و در تمام سنین و برای همه افراد، چه زن و چه مرد، رخ می‌دهد؛ همه به هرحال در نقطه‌ای از زندگی با آن رو به رو می‌شوند.

اما دلیل این میزان رایج بودن آن چیست؟ ما به عنوان گونه انسان، هر زمان که با شرایطی دشوار ، تغییرات یا تصمیماتی تعیین‌کننده در زندگی روبه رو می‌شویم که رویارویی با آن‌ها ما را به چالش می‌کشد یا باعث ایجاد شک و تردید در مورد مسیر انتخابی ما در زندگی می‌شود، دچار بحران وجودی می شویم. چه ما از قبل پیش‌بینی چنین شرایطی را کرده باشیم و چه خیر،هنگام رویارویی با آن‌ها قطعاً در مورد مسیر انتخابی مان تردید می کنیم.

چگونه متوجه شویم که دچار بحران وجودی شده‌ایم؟

هنگام رویارویی با بحران وجودی، افراد دچار احساس گم‌گشتگی و پریشان‌حالی خواهند شد و ممکن است ارزش‌ها و اهداف آن‌ها در زندگی، در نظر آن‌ها گنگ جلوه کند.

شما ممکن است چنین احساساتی را تجربه کنید و نتوانید تشخیص دهید که دچار افسردگی شده‌اید یا یک بحران در ارتباط با معنای زندگی.

این 5 نشانه می‌تواند نشانه های بحران وجودی در فرد باشد:

  1. نگرانی و دلهره دائمی

شما ممکن است درگیر نوعی افکار منفی و افسردگی باشید که در طول روز دائما با شما همراه است. در این شرایط گویا به محض اینکه شما وقت آزادی یافته و بی مشغله می‌شوید مغز شما شروع به طرح سوالاتی تکراری کرده و افکاری تکراری و پایدار را می‌پروراند.

  1. نشانه‌های افسردگی و اضطراب

این گونه احساسات منفی در نتیجه دلهره و نگرانی دائمی پدید می‌آید. افکار ما احساسات ما را و در نهایت واکنش‌های فیزیکی بدن ما را تعیین می‌کنند. بنابراین، افکار تکرارشونده در ذهن ما باعث اضطراب و ناراحتی ما خواهند شد.

به همین دلیل، متاسفانه، بحران وجودی در صورتی که از کنترل ما خارج شود می‌تواند آسیب‌های جدی به سلامت روان ما وارد کند.

  1. کاهش انگیزه

انگیزه‌های هر فرد ریشه در “دلایل” او دارند: «چرا ما داریم این کار را انجام می‌دهیم؟» اگر ما از خود چنین سوالی پرسیده و احساس کنیم پاسخ را نمی‌دانیم، ممکن است انگیزه‌مان برای ادامه کاهش یابد. احساس پوچی و گسیختگی که غالبا یک بحران وجودی را به همراه دارند باعث می‌شوند ما نتوانیم دلیلی برای کارهایمان یافته و آن‌ها را نیز پوچ بدانیم.

  1. سطح پایین انرژی

سطح انرژی ما با توجه به عواملی مانند تغذیه، خواب یا حال روحی ما ممکن است بالا و پایین شود. اگر در حال روحی مناسبی نباشیم، تمایلی به حرکت کردن و انجام فعالیت‌هایی که سابقا انجام می‌داده‌ایم نخواهیم داشت. قانون اول نیوتن می‌گوید«جسم در حال حرکت همواره در حرکت باقی مانده و جسم در حال سکون همواره در حال سکون باقی می‌ماند.» ما می‌توانیم از این اصل برای درک بهتر بدنمان استفاده کنیم؛ هرچه بیشتر در حالت سکون باقی مانده و از انجام فعالیت و تحرک پرهیز کنیم، شروع به حرکت و فعالیت برای ما دشوارتر خواهد بود و در نتیجه سطح انرژی پایین‌تری خواهیم داشت.

یک الگوی خواب به هم ریخته‌ یا یک رژیم غذایی ناسالم بر سطح انرژی ما تاثیر منفی خواهد داشت. الگوی خواب و رژیم غذایی خود را بهبود ببخشید زیرا این دو نیز به اندازه دیگر عوامل بر سلامت روان شما تاثیرگذارند.

  1. کاهش میزان فعالیت‌های اجتماعی

این مورد ممکن است حاصل بی‌انگیزگی و سطح پایین انرژی ما باشد و بر سلامت روان ما تاثیر به سزایی دارد. روابط اجتماعی ما عامل اصلی برای داشتن احساس حمایت و ارتباط با دیگران است. در صورت نداشتن روابط اجتماعی ما احساس دورافتادگی و تنهایی خواهیم داشت. این موارد خود باعث افزایش اضطراب و افسردگی در فرد خواهند شد.

 

دلایل به وجود آمدن بحران وجودی چیست؟

دلیل به وجود آمدن بحران وجودی در هر فرد متفاوت و منحصر به خودش است و وابسته به شرایط، ارزش‌ها و امیال شخصی اوست. چند نمونه از شرایطی که ممکن است باعث به وجود آمدن بحران وجودی شوند را در اینجا نام می‌بریم:

  1. تغییرات بزرگ در زندگی

این مورد خود شامل لیستی بلند و بالا از وقایع، از بچه‌دار شدن تا مهاجرت به کشوری جدید، می‌شود. هر تغییر بزرگی در زندگی لزوما باعث به وجود آمدن بحران وجودی نمی‌شود و این امر کاملا به فرد بستگی دارد. اما چه چیزی مشخص می‌کند که ما هنگام وقوع تغییرات بزرگ در زندگی این بحران را تجربه خواهیم کرد یا خیر؟

اینکه تغییرات بزرگ در زندگی ما باعث به وجود آمدن بحران وجودی خواهند شد یا نه بستگی به تاثیر این تغییر بر اهداف و مسیر زندگی ما دارد. اگر این تغییر با هدف ما مغایرت داشته باشد-یا ما را در این مورد به شک اندازد- ممکن است که ما یک بحران وجودی را تجربه کنیم.

  1. تغییرات ناخواسته

این مورد به تغییرات بزرگ زندگی کمی شباهت دارد اما تفاوت اصلی آن این است که ما این تغییرات را برنامه‌ریزی یا پیش‌بینی نکرده بوده‌ایم. به عنوان مثال، ما از کار خود اخراج می‌شویم در حالی که احساس می‌کردیم درحال پیشرفت در این کار هستیم یا اینکه به دلیل اتفاقی غیرمنتظره، در جریان زندگی ما وقفه‌ای به وجود می‌آید. (شیوع ویروس کرونا یک مثال بارز برای این مورد است.)

  1. عدم رضایت از مسیر زندگی خود

این مورد در هرزمان و هر شرایطی ممکن است به وجود آید: هر زمان که ما توقف می‌کنیم و مسیری که در آن قرار داریم را بررسی کرده و متوجه می‌شویم که کاملا مطابق میل ما نیست. به عنوان مثال ممکن است که ما متوجه شویم که شغل ما دیگر با هدف ما همخوانی ندارد و برای داشتن احساس رضایت و شادی به چیز دیگری نیاز داریم.

  1. احساس عدم کنترل

احساس عدم کنترل برای ما انسان‌ها درست مانند احساس گیر افتادن در میان یک رودخانه خروشان و حرکت با فشار آب است در حالی که هیچ چیز برای دست‌آویز شدن و ماندن روی سطح آب نمی‌توانیم بیابیم. درست مانند این مثال احساس عدم کنترل به ما عدم مالکیت زندگی خود را القا می‌کند؛ احساس اینکه ما از تغییر جهت حرکت خودمان عاجز هستیم.

  1. از دست دادن

از دست دادن کسی، چه از دست دادن یک عزیز یا اعضای خانواده باشد و چه یک جدایی عاطفی، می‌تواند یک بحران وجودی در فرد به وجود آورد. این احتمال  زمانی که آن فرد از دست رفته یکی از افراد اصلی و ستون‌های زندگی ما به حساب می‌آید دو چندان می‌شود.

 

علائم یک بحران وجودی چیست؟

  1. نگرانی

ما دائما در حال اندیشیدن به اهداف و معنای زندگی خود هستیم که خود می‌تواند تاثیر شدیدی بر سلامت روان ما بگذارد.

  1. اضطراب و افسردگی

این مورد معمولا حاصل نشخوار فکری ما در زمان‌هایی که احساس گم‌گشتگی می‌کنیم، می‌باشد.

  1. از دست دادن انگیزه

ما علاقه‌ای به انجام کارهایی که قبلا از انجام آن‌ها لذت می‌بردیم، نداریم.

  1. کاهش فعالیت اجتماعی

ما به ندرت زمانی را برای دیدن دوستان یا وقت گذراندن با خانواده در نظر می‌گیریم و اهمیتی به حفظ روابط اجتماعی خود نمی‌دهیم، هرچند این روابط ستون‌های اصلی سیستم حمایتی اطراف ما هستند.

  1. احساس گم‌گشتگی یا عدم کنترل

ما دیگر نمی‌توانیم با ارزش‌ها و اهداف خود و حتی با خودمان ارتباط برقرار کنیم درست مانند کسی که در اتاق تاریکی گیر افتاده است و نمی‌تواند کلید برق را پیدا کند.

  1. استفاده از مواد مخدر

شما ممکن است به منظور فرار از افکار خود به نوشیدن الکل یا استفاده از دیگر مواد مخدر روی آورید.

 

انواع بحران‌های وجودی

  1. معنای زندگی

در این نوع ما زندگی خود و معنای آن را مورد پرسش قرار می‌دهیم. ما می‌خواهیم بدانیم همه این‌ها برای چیست و در هدف والاتر خود و شیوه زندگی خود شک و تردید داریم.

  1. تردید نسبت به ارزش‌ها و دلایل خود

این نوع از بحران وجودی زمانی که با یک دو راهی رو به رو شده و راه درست برای ما نامعلوم باشد، به وجود می‌آید. ما در این شرایط احساس می‌کنیم که باید تمام ارزش‌هایی که تا کنون زندگی خود را بر پایه آن‌ها بنا کرده‌ایم را بازبینی کنیم زیرا ممکن است دنبال کردن آن‌ها مانع شادی و رضایت ما باشد.

  1. تغییر بزرگ در زندگی

هر زمان که ما با تغییری در زندگی رو به رو شویم که مسیر زندگی ما را عوض می‌کند ممکن است دچار بحران وجودی شویم. این بحران به این دلیل رخ می‌دهد که یا آن تغییر ناخواسته و برنامه‎‌ریزی نشده بوده یا اینکه اکنون ما نیاز داریم خود را با جریان جدید زندگی‌مان وفق دهیم.

  1. از دست دادن

از دست دادن با غم همراه است و غم می‌تواند بحران وجودی در فرد ایجاد کند. زمانی که مجبور می‌شویم با از دست دادن کسی و واقعیت زندگی خود بدون حضور او رو به رو شویم، ممکن است در مورد چیز‌هایی در زندگی برای ما شبه به وجود آید که پیش از این به آن‌ها نیاندیشیده‌ایم.

  1. پایبند ماندن به حقیقت وجود خود

گاهی در زندگی ممکن است که احساس کنیم اعمال ما با خود واقعی ما مطابقت ندارند. این نوع بحران وجودی باعث می‌شود ما ارزش‌های خود را دوباره ارزیابی کنیم و در صورت نیاز تغییراتی را در آن‌ها ایجاد کنیم تا با خود واقعی ما مطابقت داشته باشند.

 

8 راه مقابله با بحران وجودی

 

  1. به عزیزان خود تکیه کنید

حمایت اعضای خانواده و دوستان در مقابله با بحران وجودی حیاتی است؛ این حمایت به ما کمک می‌کند کمتر احساس تنهایی کنیم و ممکن است راهنمایی برای ما باشد تا  به این بحران غلبه کنیم.

  1. احساسات خود را بروز دهید

احساسات خود را سرکوب نکنید و آن‌ها را نادیده نگیرید. بسیار مهم است که به پیامی که این بحران می‌خواهد به شما انتقال دهد و دلیل آن توجه کنید. اگر با آن مانند یک دوست و نه یک دشمن رفتار کنید، می‌توانید فواید آن را دریابید. سعی کنید افکار و سوالات وجودی که به ذهن شما خطور می‌کند را یادداشت کرده و آن‌ها را برای دریافتن پیامشان آنالیز کنید.

  1. خوشحالی را در چیزهای کوچک جست و جو کنید

هر زمان که ما دچار بحران وجودی می‌شویم، از هر نوع، ممکن است همه چیز را خاکستری و مغموم ببینیم از چیزهایی که پیش از این دوست داشتیم، لذتی نبریم. شما از تاثیر قدردانی در این شرایط شگفت زده خواهید شد. سعی کنید در پایان هر روز، چیزهایی که قدردان آن هستید را یادداشت کنید و در چیزهای کوچک به دنبال شادی بگردید.

  1. به چیزهایی که می‌توانید کنترل کنید توجه کنید

در هنگام رویارویی با بحران وجودی، احساس از دست دادن کنترل بر زندگی اجتناب ناپذیر است. در چنین شرایطی توجه به هرآن چه در حیطه کنترل و سلطه شماست، بسیار مهم است. زمانی که توجه شما به آن‌ها جلب شد، آن‌ها را وارسی کرده و کنترل امور را به دست گیرید و چیزهایی که کنترلی بر آن ندارید… آن‌ها را رها کنید.

  1. دفتر شکرگزاری روزانه تهیه کنید

یک کاغذ و قلم برداشته و هر آن چه که به خاطر وجود آن شکرگزار هستید را یادداشت کنید؛ هرچه بیشتر، بهتر. می‌تواند هر چیز کوچک و درشتی باشد. ممکن است شما به خاطر سلامت یا خانه خود یا حتی یک لیوان آب تمیز و خنک شکرگزاری خود را ابراز کنید. این امر به شما کمک می‌کند دوباره به جریان زندگی متصل شوید(و این فوق العاده است مگر نه؟) و با اهداف و ارزش‌های خود دگرباره ارتباط برقرار کنید.

  1. تمرین ذهن‌آگاهی و مراقبه کنید

این یک راه فوق‌العاده برای اتصال به درون خویشتن است و به افکار شما فضایی برای شکوفایی می‌دهد. تمرین مراقبه به ما کمک می‌کند که در درون خویش به تعادل رسیده و به هستی حقیقی‌مان متصل شویم.

  1. به یک گروه حمایتی بپیوندید

علاج بحران وجودی ارتباط برقرار کردن است. ملاقات با افراد و گوش فرا دادن به آن‌ها و بازگو کردن تجربیات خود، می‌تواند به شما در مقابله با احساس غم، انزوا یا هر آنچه که باعث به وجود آمدن بحران وجودی شما شده است، کمک کند.

  1. دوباره به هدف زندگی خود متصل شوید

بحران وجودی ریشه در ترس از داشتن زندگی پوچ و بی معنا دارد که خود معمولا ریشه در درماندگی فرد در زندگی دارد. متمرکز شدن بر هدفی که برای زندگی خود تعریف کرده‌اید یا تاثیری که دوست دارید بر جهان بگذارید، هر کدام می‌تواند نقطه شروع غلبه به بحران وجودی باشد.

 

چه زمان باید به متخصص/دکتر مراجعه کرد؟

بحران وجودی علائم مشترک زیادی با دیگر مشکلات مربوط به سلامت روان از جمله اضطراب و افسردگی دارد. اگر شما مکررا اضطراب و افسردگی را تجربه می‌کنید ممکن است تشخیص دلیل اصلی علائم بدون کمک حرفه‌ای برای شما دشوار باشد. سعی کنید به موارد زیر در صورت تجربه آ‌نها بسیار هوشیار باشید:

  • احساس غرق شدن دارید.
  • افکار بی سر و ته دائم به سراغ شما می‌آیند و زندگی شما را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.
  • احساسات شما در زندگی روزمره شما اختلال وارد کرده است.(شامل بهداشت فردی، روابط یا کار می‌شود)
  • سلامت روان شما به شکل جدی تحت تاثیر قرار گرفته است.
  • از مواد مخدر یا الکل برای بهبود حال خود استفاده می‌کنید.
  • فکر خودکشی دارید و خصوصا اگر برنامه‌ای برای آن دارید.

اگر هر یک از این موارد را در خود مشاهده می‌کنید سریعا به سراغ یک متخصص سلامت روان رفته و اجازه دهید او به شما کمک کند؛ هیچ نیازی نیست که شما تنهایی از پس همه چیز برآیید.

داشتن احساس اضطراب وجودی در زندگی امری طبیعی است و هرکس در نقطه‌ای از زندگی آن را تجربه می‌کند. حتی مشاوران و روان‌درمان‌گرانی وجود دارند که تخصص درمان مسائل وجودی(اگزیستنسیال) را دارند. مشاوره با یک فرد متخصص و صحبت در مورد نگرانی ها و دلهره‌هایتان می‌تواند به اتصال دوباره شما به مسیر هدفتان کمک کرده و به افکار شما شفافیت بخشد.

 

نیازی نیست که در این حال باقی بمانید

بحران وجودی می‌تواند یک تجربه بسیار منزوی‌کننده باشد اما در عین حال می‌تواند یک نقطه مهم برای ایجاد تغییرات در زندگی فرد نیز باشد. راه حل غلبه بر احساسات طردشدگی، درماندگی و پوچی، پیدا کردن راه‌هایی برای ارتباط برقرار کردن است. با عزیزان خود وقت بگذرانید، به سراغ یک مشاور رفته یا حتی با حیوان خانگی خود بازی کنید. شما تنها نیستید و زندگی شما بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنید ارزشمند است.

 

 

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.

صفحه ما در اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

preloader