خانه » توسعه فردی » بازتاب چیست؟
22 مرداد 1401

بازتاب چیست؟

بازتاب چیست؟

اشاره به تئوری بازتاب یا انعکاس

«به عقب نگاه نکنید، مسیر حرکت شما رو به عقب نیست»

گفته بالا از دیوید تورو ، روانشناس آمریکایی ممکن است در برخی شرایط زندگی برای شما راه گشا باشد اما رشد و پیشرفت فردی با چنین نگرشی میسر نخواهد بود.

حقیقت این است که بررسی رفتارها، واکنش‌ها و موقعیت‌هایی که در گذشته رخ داده‌اند و نتایج حاصل از آن‌ها یک عمل بسیار کاربردی است؛ این کار باعث به وجود آمدن نوعی آگاهی می‌شود که به وسیله‌ی آن می‌توان تغییرات پایدار و اساسی در زندگی خود ایجاد کرد. این تمرین زمانی که با میل به موشکافی، درک و یادگیری انجام گیرد، نه تنها مضر نخواهد بود بلکه تاثیر دوچندانی خواهد داشت.

متاسفانه، در دنیای امروز که حرکت با سرعت و شتابِ رو به جلو، رکن اصلی زندگی به حساب می‌آید، ما غالبا، به گذشته خود نگاهی نمی‌اندازیم. در اکثر مواقع و به دلایل گوناگون تامل بر گذشته را فراموش کرده یا به تعویق می‌اندازیم یا حتی رغبتی به انجام آن نداریم؛ در واقع بدون تحلیل گذشته، جلو می رویم.

بازتاب چیست؟

بازتاب، فعالیتی آگاهانه و حساب شده در جهت خویشتن‌نگری و خودارزیابی به صورت بی طرفانه و واقع‌بینانه است. ما باید با تأمل و تعمق گذشته را منتقدانه بنگریم؛ باید به گذشته خود نگاهی موشکافانه داشته باشیم تا موقعیت‌هایی را برای رشد و بهبود شخصی، قدردانی یا پیشرفت کشف کنیم. بازتاب نه پدیده‌ای مثبت و نه پدیده‌ای منفی است تنها اصطلاحی است که برای نام‌گذاری «تامل هدفمند به گذشته» به کار می‌رود. مطلوب است که این عمل به ما کمک کند هرآنچه که در گذشته می‌توانست به نحو بهتری رخ دهد و هرآنچه که به بهترین شکل رخ داده است را شناسایی کنیم.

بازتاب چه فایده‌هایی دارد؟

بازتاب ‌می‌تواند خودآگاهی فرد را بالا برده و اعتماد به نفس او را تقویت کند. هم‌چنین می‌تواند حقیقت مهارت‌ها و ضعف‌های ما را برای ما نمایان کند. تغییراتی که پس از کسب این اطلاعات و آگاهی در رفتار و عملکرد ما رخ می دهد، اهمیت “بازتاب” را نشان می دهد.

عجیب است که ما به طور غریزی و شهودی نمی دانیم که چنین عمل با اهمیت و مفیدی (بازتاب) چطور اتفاق می افتد؛ هم‌چنین در مدرسه یا حتی دوره‌های کارآموزی نیز این مهارت به ما آموزش داده نمی‌شود. در دنیای پر جنب و جوش امروز، تمرکز اکثر ما بر روی انجام کارهای بیشتر یا گام برداشتن رو به جلو است. مدام باید کاری را به پایان رسانده و به سراغ کار بعدی برویم، اضافه بر این به دلیل به وجود آمدن فرهنگ کار دائمی در دنیای امروز، ما غالبا باور داریم که زمانی برای توقف و تامل وجود ندارد. بیشتر ما تا زمانی که کسی ما را با پرسشگری به این مسیر هدایت نکند-معمولا یک مربی یا مشاور- از قدرت بازتاب اطلاع نداریم.

بازتاب چگونه کار می کند

برای درک بهتر بازتاب و کارکرد آن و آگاهی و اجتناب از تله‌های مسیر آن، یک داستان را با هم مرور می‌کنیم:

فرض کنید کارمند یک اداره یا سازمانی هستید و هرروزه ساعت ها با همکاران و مدیران در ارتباطید. همه ما بحث و گفت و گوهایی اساسی و مهم در محیط کار خود تجربه کرده‌ایم. برخی از این بحث و گفت و گوها را خود از پیش برنامه‌ریزی کرده‌ یا انتظار می‌کشیم اما برخی نیز غیرمنتظره و ناگهانی رخ می‌دهند. اکثر افراد اعتقاد دارند که فردی خودآگاه هستند و بر احساسات و محرک‌های احساسی خود در هر شرایط کنترل لازم را خواهند داشت؛ بنابراین ما بر سرموضوعی با همکاران وارد بحث می شویم و حتی گاهی ممکن است به جاهای باریک هم برسد، در این حال ما اظهار نظری کرده و حرفی می زنیم و محل را ترک می کنیم. چند روز بعد، ما دوباره بحث و جدلی با فرد دیگری در محل کارمان خواهیم داشت در آن موقعیت هم ما واکنش هایی نشان می دهیم  و درحالی که با خود فکر می کنیم، چطور دیگران نمی‌توانند صحبت‌های ما را درک کنند، از این کشمکش هم عبور می کنیم.

تا اینکه زمان بررسی عملکرد سه ماهه کارکنان فرا رسیده و در جلسه‌ای که با رئیس داریم، بازخوردهای ناخوشایندی را از او دریافت می‌کنیم:

ناسازگاری با افراد گروه، ستیزه جویی و فردی که همکاری با او دشوار است. البته در این جلسه ما آگاهانه سر خود را به نشانه تایید تکان داده و ابراز نگرانی، شگفت زدگی یا حتی پشیمانی می‌کنیم. ما بیان خواهیم داشت که برای بهبود این ویژگی‌ها و رفتارها تلاش خواهیم کرد.

پس از آن جلسه ناخوشایند، ما تمام عصبانیت خود را با یک بازدم شدید خالی کرده، دقایقی مات و مبهوت به اینکه چه کسانی از من شکایت کرده بودند، فکر می کنیم و در نهایت به سر کارمان بازمی‌گردیم. ما اطمینان داریم که عملکرد عالی ما بیانگر همه چیز است بنابراین، از این قضیه پیش آمده به سرعت عبور می‌کنیم و مسیر رو به جلو را پیش می گیریم.

مدت زمانی می‌گذرد-هر کسی مشغول کاری است- ما چندین مرتبه کارها را دیرتر از موعد معین تحویل داده‌ایم اما به نظر ما اهمیت چندانی ندارد زیرا فشار کاری همواره بالاست. کارها و پروژه‌های زیادی برای انجام دادن و جلسه‌های بسیاری برای شرکت کردن در آنها وجود دارد اما به اکثر آنها بی‌توجهیم؛ به هر حال ما کارهای مهمتری داریم. تا اینکه مطلع می شویم برای یکی از سطوح بالای سازمان مان قرار است مصاحبه برگزار شده و از میان پرسنل انتخابی صورت بگیرد، یک موقعیت بسیار عالی برای ارتقاء شغلی، با افزایش حقوق و کلی مزایا بر سر راه ما قرار می‌گیرد. ما به سرعت پیگیر موضوع شده و برای بدست آوردن آن جایگاه نام نویسی می کنیم در حالی که با خود می گوییم : “من بهترین گزینه برای آن ها هستم” .

موعد مقرر فرا رسیده و ما به جلسه مصاحبه دعوت می شویم. روند مصاحبه برای ما کمی عجیب است: سوال‌هایی در مورد موقعیت‌ها و شرایطی که هیچ ارتباطی با آن پست سازمانی ندارد، پرسیده می شود. سوالاتی که به نظر ما هرگز تعیین کننده ی مهارت فرد برای آن جایگاه نیستند. در ذهن مان روند انتخاب نیرو را کلی نقد می کنیم اما خیال مان راحت است که بهترین پاسخ‌ها را داده و اطمینان داریم که انتخاب قطعی برای این شغل خود ما هستیم؛ به همین خاطر سعی می کنیم آرام و مطمئن بنشینیم. با خود می گوییم همه این سوالات تنها روند بیهوده و پیچیده منابع انسانی سازمان است و این گونه روند مصاحبه را تفسیر می کنیم.

سرانجام نتایج اعلام شده و ارتقا شغلی نصیب ما نمی‌شود. ما با درماندگی و عصبانیت بقیه روز را فقط سردرگم و سرگردان خود را مشغول نگه می داریم.

آیا این داستان برای شما آشنا نیست؟ آیا نسبت به قسمت‌هایی از آن احساس همذات پنداری می‌کنید؟

این سناریو فرضی به خوبی نشان می‌دهد که سطح خودآگاهی پایین، ارزش کاذب برای خود قائل شدن و داشتن اولویت‌های اشتباه در محل کار چگونه می‌تواند ما را از رسیدن به اهداف خود باز دارد. در این سناریو موقعیت‌های بسیاری برای فعال سازیِ بازتاب، ایجاد تغییرات و رقم زدن نتایجی بهتر، وجود دارد. جلسه بررسی عملکرد سه ماهه کاکنان با رئیس نمونه ی بارزی برای نشان دادن اهمیت بازتاب است اما تاکید اصلی داستان بر وجود فرصت های متعدد برای بازتاب است.

به یاد داشته باشید که بازتاب، توقفی حساب شده در زندگی برای بررسی اعمال خود است که با میل به موشکافی بی‌طرفانه و واقع بینانه رفتارهایمان و امکان درس گرفتن از اشتباهات‌مان همراه است. در این سناریو هر برخوردی که با افراد دیگر داریم و حتی عملکرد و رویکرد کلی‌مان می‌توانست نتیجه‌ای متفاوت داشته باشد. ما با بازتاب، خودآگاهی خود را بهبود بخشیده یا تقویت می‌کنیم و در عین حال نیز می‌توانیم درس‌هایی گرفته، رشد کرده و تغییر کنیم.

بازتاب به چه معنا «نیست»؟

پیش از شروع روند تامل بر خویشتن و ارزیابی خود مهم است که بدانیم بازتاب به چه معنا «نیست».

بازتاب به معنای سرزنش خود یا باقی ماندن در گذشته نیست. شما همیشه و هر دفعه که اشتباه نمی کنید؛ بلکه تنها برخی از رفتارها و نگرش‌های شما ممکن است با اهداف و ارزش‌های شما مغایرت داشته باشد.

ما نمی‌توانیم زمان را به عقب برگردانده و یک مکالمه یا اتفاق منفی را به کلی از گذشته حذف کنیم. اما می‌توانیم از آن‌ها درس گرفته و براساس آن  برخی از رفتارهای خود را در آینده تغییر دهیم. تمرین بازتاب خودآگاهی ما را افزایش می‌دهد اما به یاد داشته باشید که این امر به صورت تدریجی رخ می‌دهد و این تمرین باید به صورت مستمر و مکرر انجام شود. دستیابی به تغییرات پایدار نیاز به زمان و تلاش مستمر دارد.

چگونه رشد و پیشرفت کنیم؟

بازتاب یک اتفاق یا پدیده غریزی و ذاتی نیست بلکه ما می توانیم این مهارت را با تمرین و به تدریج کسب کنیم. بازتاب به سه روش انجام می پذیرد : شخصی، دونفره و یا گروهی که هر نوع بازتاب بینش و اطلاعات متفاوتی را به شما ارائه می‌دهد. در دفعات اول برای درک بهتری از این تمرین، از یک مربی یا راهنما کمک بگیرید. ممکن است انجام آن به تنهایی دشوار باشد بنابراین تا زمانی که مهارت کافی پیدا کنید، بهتر است فردی از بیرون و با نگاهی بی‌طرفانه به رفتارها، اهداف و نگرش کلی شما نگریسته و شما را راهنمایی کند.

به انجام این تکنیک برای رشد فردی خودتان متعهد شوید؛ تکنیکی که میل نگاه به گذشته، یادگیری، تغییر و رشد را در بر دارد. به زودی شما فردی که در نتیجه بازتاب می شوید را به خوبی شناخته و می‌پسندید.

 

برای دیدن مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.

صفحه ما در اینستاگرام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

preloader