شخصیت شناسی یا روانشناسی شخصیت چیست؟

بیشتر افرادی که به آکادمی اوج مراجعه می کنند درخواست دارند تا با کمک مشاورین و مربیان احساس بهتری نسبت به خودشان و زندگی شان بدست آورند که بعد از گذراندن جلسات مصاحبه به این نتیجه می رسند که تنها راه رسیدن به زندگی سعادتمند و بهره بردن از همه زیبایی های آن ، این است که ابتدا باید مقصدی را تعیین کنند و برای رسیدن به آن برنامه داشته باشند. بنابراین برای طراحی و نوشتن برنامه رشدِ فردی خود با آکادمی اوج همراه می شوند.

اولین قدم در نوشتن برنامه رشد فردی

بدیهی است هر فردی برای تدوین برنامه رشد فردی خود ابتدا باید زمینه های آن و اطلاعات مهم و ضروری برای تهیه آن را فراهم کند.

اولین ، مهم ترین و اساسی ترین دانستنی در این رابطه شناخت شخصیت فرد است.

شخصیت شناسی یا روانشناسی شخصیت به انسان کمک می کند تا شناخت کلی و جامع تری نسبت به کسی که قرار است نقشه رشد او ترسیم شود ، داشته باشیم.

“روانشناسی شخصیت یکی از بزرگترین و محبوب ترین شاخه های روانشناسی است.”

روانشناسان در تلاشند تا درک کنند که چگونه شخصیت رشد می کند و چگونه بر نحوه تفکر و رفتار ما تأثیر می گذارد. این حوزه روانشناسی درصدد درک شخصیت و چگونگی تفاوت آن در افراد و همچنین چگونگی شباهت افراد از نظر شخصیت است.

مطالعه علمی روانشناسی شخصیت

به طور کلی شاید بتوان از شخصیت تعریف واحدی ارایه داد ، اما به  دلیل نظریات گوناگون و نظریه پردازهای فراوانی که در این حیطه فعالیت کرده اند, نه می توان زمان دقیقی برای شکل گیری شخصیت بیان کرد و نه می توان گفت انسان ها دارای چه نوع شخصیت هایی هستند. بنابراین این مقاله با هدف آشنایی با تعریفی واحد از شخصیت و بیان چندین نظریه در این باره تقدیم نظر مخاطبین ارجمند آکادمی اوج خواهد شد.

شخصیت (personality)

اصطلاح شخصیت از کلمۀ لاتین “پرسونا” یا نقابی که افراد بر چهره می زنند تا ظاهر خود را به دنیای بیرون شان نشان دهند, اشاره دارد. اما روانشناسان, شخصیت را چیزی بیشتر از ظواهر بیرونی می دانند.

نظریه پردازان مختلف تعاریف بسیار متنوع و متعددی را برای شخصیت ارائه کرده اند ؛ اما در کل شخصیت را می توان “الگوی صفات نسبتا دائمی و ویژگی هایی منحصر به فرد دانست که به رفتار شخص ثبات و فردیت میبخشد” (رابرتس و مروچک,۲۰۰۸). صفات به تفاوت های فردی در رفتار, ثبات رفتار در طول زمان و پایداری رفتار در موقعیت های مختلف کمک می کنند. هر فرد با اینکه به گونه ای شبیه دیگران است, اما شخصیت منحصر به فردی دارد.

“الگوی صفات نسبتا دائمی و ویژگی هایی منحصر به فرد ، که به رفتار شخص ثبات و فردیت میبخشد”

نظریه های شخصیت

نظریه های شخصیت از نظر موضوعات مربوط به ماهیت انسان با هم تفاوت دارند. به همین دلیل هر نظریه پرداز بر اساس چارچوبی متفاوت و خاص خود به مطالعه شخصیت انسان پرداخته است که شامل شش بعد است:

۱- جبرگرایی در برابر انتخاب آزاد

۲- بدبینی در برابر خوشبینی

۳- علیت در برابر غایت مندی

۴- عوامل تعیین کنندۀ هشیار در برابر ناهشیار رفتار

۵- عوامل تآثیرگذار زیستی در برابر عوامل اجتماعی

۶- بی همتایی در برابر شباهت ها

این موضوعات, نظریه پردازان شخصیت را از یکدیگر مجزا می کنند و نشان دهندۀ تفاوت بین نظریه های متفاوت شخصیت است. برای شکل گیری شخصیت, زمان دقیقی را نمی توان مشخص نمود. هرکدام از نظریه پردازان بر اساس شرایط و موقعیت هایی که در زندگی شخصی خودشان سپری کرده بودند, نظریه های بسیار مختلفی ارایه داده اند و تا حدودی تشابه خاصی بین آنها وجود ندارد.

برای نمونه:

سیگموند فروید (Sigmund Freud  ۱۸۵۶-۱۹۳۹ ) در نظریه روانکاوی خود، بر  4 تا ۶سال نخست زندگی تأکید دارد.

ملانی کلاین (Melanie Reizes Klein 1882-1960) در نظریه روابط شئ تاکید بر ۴تا۶ ماه پس از تولد می باشد.

با این حساب نقش سالهای ابتدایی زندگی در ساخته شدن و تا حدودی تثبیت شخصیت بسیار موثر است. با توجه به نظریه های متفاوت این زمان متغیر است؛ برخی بر چند ماه اول و برخی بر چند سال اول زندکی تاکید کرده اند. با توجه به عوامل بسیار متعدد در شکل گیری شخصیت در اینجا به برخی از این نظریه ها میپردازیم.

مهمترین نظریه های شخصیت

نظریه روانکاوی فروید

(Sigmund Freud  1856-1939 )

از جمله مهم ترین این نظریه ها, نظریه روانکاوی فروید است. او تأکید بسزایی بر تاثیر میل جنسی و پرخاشگری بر روی شخصیت دارد. آگاهی فروید از شخصیت انسان بر تجربیات خودش با بیماران, تحلیل رویاهای خویش و مطالعات گستردۀ او در زمینه های مختلف علمی استوار است. از نظر وی سه سطح زندگی روانی وجود دارد:

  • ناهشیار یا ناخودآگاه       Unconscious
  • نیمه هشیار یا نیمه آگاه   preconscious
  • هشیار یا خودآگاه              conscious   

تجربیات اوایل کودکی که اضطراب زیادی را به وجود می آورد در ناهشیار سرکوب شده اند. رویدادهایی که با اضطراب  ارتباط ندارند ولی صرفاً فراموش شده اند, محتویات نیمه هشیار را تشکیل می دهند. تصورات هشیار آنهایی هستند که در لحظۀ معین در آگاهی حضور دارند.

مجری شخصیت از نظر فروید “خود” است که با دنیای بیرون تماس دارد. خود برای محافظت از خودش در برابر اضطراب  به انواع مکانیزم های دفاعی متوسل می شود که اساسی ترین آنها سرکوب است.

نظریۀ فردنگر آدلر

(Alfred Adler 1870-1937)

از دیگر نظریه ها, نظریۀ فردنگر آدلر است. وی معتقد بود که افراد اصولاً خودمختار و آزاد هستند و شخصیت خود را از معانی که به شخصیتشان می دهند, به وجود می آورند. وراثت و محیط مواد سازندۀ شخصیت را تأمین می کنند, اما نیروی خلاق و استفادۀ افراد از توانایی هایشان از کیفیت این توانایی مهمتر است.

نظریه تحلیلی یونگ

( Carl Gustav Jung 1875-1961)

از دیگر روانشناسان سرشناس, یونگ است که نظریۀ آن به روانشناسی تحلیلی معروف می باشد. یونگ انسانها را موجوداتی پیچیده با چندین قطب متضاد در نظر داشت. به طور اجمالی از نظر او انسان ها تا اندازه ای به وسیلۀ افکار هشیار, تا اندازه ای توسط تصورات ناشی از ناهشیار شخصی و تا اندازه ای به وسیلۀ ردّه های اجتماعی نهفته حافظه که از گذشتۀ نیاکانی خود به ارث برده اند, برانگیخته می شوند که همان کهن الگوها (آرکتایپ) می باشند.

نظریه روابط شیء ملانی کلاین

(Melanie Reizes Klein 1882-1960)

نظریه پردازان روابط شئ از جمله ملانی کلاین به طور کلی شخصیت انسان را ثمرۀ روابط اولیۀ مادر- فرزند می دانند. تعامل بین مادر و کودک شالودۀ رشد شخصیت آینده را  تشکیل می دهد, زیرا تجربۀ میان فردی اولیه, نمونۀ نخستین روابط میان فردی بعدی است.

نظریۀ روانکاوی- اجتماعی کارن هورنای

( Karen Horney 1885-1952 )

از جمله دیگر نظریه های مهم بر شخصیت, نظریۀ روانکاوی- اجتماعی کارن هورنای است. نظریه وی بر این فرض استوار بود که شرایط اجتماعی و فرهنگی, به ویژه تجربیات کودکی عمدتا مسؤل شکل گیری شخصیت است.

نظریۀ کل نگر- پویشی آبراهام مزلو

(Abraham (Harold) Maslow 1908-1970)

یکی دیگر از نظریه های مهم در رابطه با شخصیت, نظریۀ کل نگر- پویشی آبراهام مزلو می باشد که چندین سطح از نیازهای مهم را برای انسان در نظر داشت. وی بر این معتقد بود که تمام انسان ها استعداد رسیدن به خودشکوفایی را دارند فقط باید نیازهای سطح پایین تر, مانند:گرسنگی,محبت,احترام را برآورده کنند سپس به خودشکوفایی برسند.

در روانشناسی شخصیت, نظریات به وفور دیده می شوند و نمی توان گفت که کدام یک از عوامل تاثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت دارند، یا دقیقا شخصیت چه زمانی ساخته می شود و یا چه نوع شخصیت هایی در انسان ها وجود دارد, اما اجازه بدهید به یک نظیه دیگر که تعریفی نظم یافته از شخصیت ارائه می دهد اشاره کنیم:

نظریه پنج عاملی مک کری پل کاستا

(Robert R Jeff McCrae – Paul Costa)

در نظریه پنج عاملی مک کری و کاستا, شخصیت را در پنج بعد توصیف شده است :

 1- برون گرایی

۲- روان رنجور خویی

۳- گشودگی

۴- خوشایندی

۵- وظیف شناسی

مک کری و کاستا روی تأثیرات زیستی و محیطی بر شخصیت, تاکید برابر کردند. از نظریۀ پنج عاملی برای ارزیابی صفات شخصیت در فرهنگ های سرتاسر دنیا استفاده شده است.

نظریه سه عامل قطبی هانس آیزنک

(Hans Eysenck 1916-1997)

از جمله دیگر آزمون های شخصیت, مربوط به آیزنک می باشد. آیزنک برای استخراج سه عامل قطبی :

  • برون گرایی ـ درون گرایی
  • روان رنجور خویی ـ استواری
  • روان پریش خویی ـ فراخود

از رویکرد فرضی- قیاسی استفاده کرد.

آیزنک تأکید کرد برای اینکه نظریه شخصیت مفید باشد, باید رفتار را پیش بینی کرد.

شخصیت از نظر رفتارگرایان

چگونه شرطی سازی بر شخصیت تاثیر میگذارد؟

برخی از روانشناسانی که رویکرد رفتاری داشتند, عوامل متفاوتی از جمله شرطی سازی ها, تقویت کننده ها و تنبیه ها را دربرمیگرفت. همانطور که ابتدا گفیم عناصر مهم شخصیت, ثبات رفتار در طول زمان و در موقعیت های مختلف است. با توجه به این ملاک ها, تغییر شخصیت زمانی روی می دهد که رفتار های جدید در طول زمان و یا در موقعیت های متفاوت پایدار شوند.

نظریه بی . اف . اسکینر

( Burrhus Frederic skinner)

اسکینر، یکی از بزرگترین رفتارگرایان معاصر معتقد بود که، رفتارها و شخصیت انسان عمدتا بر اساس یادگیری به وجود می‌آیند و تغییر می‌کنند. بنابراین شناخت یا کشف قوانین یادگیری، کلید شناخت رفتار انسان است. با شناخت این قوانین می‌توان رفتار انسان را توصیف، توجیه، پیش‌بینی و کنترل کرد و حتی آن را تغییر داد.

یک فرض اساسی شرطی سازی اسکینر این است که :

تقویت, رفتار را شکل می دهد و مقدار تقویت می تواند متغیر باشد.

نظریۀ اجتماعی-شناختی بندورا

(Albert Bandura 1925)

  • در نظریۀ اجتماعی-شناختی بندورا, ویژگی برجستۀ شخصیت انسان ها, انعطاف پذیر بودن آن ها است. یعنی انسان برای یاد گرفتن انواع رفتارها در موقعیت های گوناگون, انعطاف پذیری دارند.

این نظریه اشاره دارد که انسانها از طریق مدل علیت متقابل سه گانه, که عامل :

  • رفتاری
  • محیطی
  • شخصی

را شامل می شود, توانایی تنظیم کردن زندگی خود را دارند.

دو نیروی محیطی مهم در مدل سه گانه, رویارویی های تصادفی و رویدادهای غیرمنتظره هستند.

نظریه یادگیری اجتماعی جولیان راتر

(Julian Rotter 1916-2014)

راتر معتقد است که رفتار انسان از طریق شناختن تعامل افراد و محیط های معنی دار آنها بیشتر پیش بینی می شوند. او به عنوان یک تعامل گرا معتقد است که نه محیط به خودی خود و نه فرد به طور کامل, مسئول رفتار هستند در عوض اعتقاد دارد که شناخت فرد, سوابق آنها و انتظاراتی که از آینده دارد, عوامل اصلی در پیش بینی رفتار اند.

وی از این نظر با اسکینر تفاوت دارد که باور داشت تقویت در نهایت از محیط ناشی می شود.

نظریه گوردون آلپورت

 (Gordon Willard Allport ۱۸۹۸-۱۹۶۷)

آلپورت اصطلاح سازمان پویا و زنده را در مورد شخصیت به کار می برد و منظور آن است که شخصیت با اینکه همه عناصر تشکیل دهنده اش با هم ارتباط و پیوستگی و همکاری دارند پیوسته در رشد و تغییر و تحول است و به عبارتی این رشد سازمان یافته است نه تصادفی. شخصیت روانی ـ جسمانی است و از ذهن و بدن تشکیل شده که با هم به صورت یک واحد کار می کنند و از هم جدا نیستند و هیچ کدام به تنهایی شخصیت را درست نمیکنند، بلکه با هم آمیختگی دارند و بر روی هم شخصیت را تشکیل می دهند.

در واقع شخصیت نه تماما ذهنی و نه تماما زیستی است.

در نتیجه:

با وجود اینکه اغلب روانشناسان قبول دارند که می توان مردم را بر حسب ویژگی های شخصیتی شان توصیف کرد اما نظریه پردازان همچنان به بحث در مورد تعداد ویژگی های اصلی سازنده شخصیت انسان ادامه می دهند و در حالی که نظریۀ صفات، منکر انگیزه های زیستی و انگیزه های ناخودآگاه نیست و دارای واقع بینی هایی است که برخی دیگر از نظریه های شخصیت مانند نظریۀ روانکاوی فروید فاقد آن هستند و همچنین تاکید بر تحقیقات و داده های مختلف چون تحقیقات آزمایشگاهی و مشاهدات طبیعی و پرسشنامه نیز از نقاط قوت آن به حساب می آید، اما دارای نقاط ضعفی نیز است.

در واقع, بهترین راه برای شناخت شخصیت انسان ها, تسلط کامل بر نظریه های شخصیت و آزمون هایی است که توسط این نظریه پردازان ارایه شده و از اعتبار و پایایی برخوردار می باشند.

امید است با تسلط بر موضوع شخصیت شناسی و شناخت شخصیت منحصربفرد خودتان موفق به ترسیم نقشه رشد فردی بشوید تا با تقویت توانمندی های درونی و اصلاح ضعف ها بهترین بهره را از زندگی تان ببرید.

منبع: تحریریه آکادمی اوج

نویسنده : سرکار خانم معصومه فتاح پسند ، محقق / نویسنده / کارشناس ارشد روانشناسی و عضو تحریریه آکادمی اوج

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.